مناظره امام رضا(ع)وردمبانی فلاسفه
عَلَیْکَ قَوْلَکَ وَ دَعْوَاکَ یَا عِمْرَانُ أَ لَیْسَ یَنْبَغِی أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ الْوَاحِدَ لَیْسَ یُوصَفُ بِضَمِیرٍ وَ لَیْسَ یُقَالُ لَهُ أَکْثَرُ مِنْ فِعْلٍ وَ عَمَلٍ وَ صُنْعٍ وَ لَیْسَ یُتَوَهَّمُ مِنْهُ مَذَاهِبُ وَ تَجْرِبَةٌ کَمَذَاهِبِ الْمَخْلُوقِینَ وَ تَجْرِبَتِهِمْ «۱» فَاعْقِلْ ذَلِکَ وَ ابْنِ عَلَیْهِ مَا عَلِمْتَ صَوَاباً قَالَ عِمْرَانُ یَا سَیِّدِی أَ لَا تُخْبِرُنِی عَنْ حُدُودِ خَلْقِهِ کَیْفَ هِیَ وَ مَا مَعَانِیهَا وَ عَلَى کَمْ نَوْعٍ تَکُونُ قَالَ قَدْ سَأَلْتَ فَافْهَمْ إِنَّ حُدُودَ خَلْقِهِ عَلَى سِتَّةِ أَنْوَاعٍ مَلْمُوسٍ وَ مَوْزُونٍ وَ مَنْظُورٍ إِلَیْهِ وَ مَا لَا ذَوْقَ لَهُ وَ هُوَ الرُّوحُ وَ مِنْهَا مَنْظُورٌ إِلَیْهِ وَ لَیْسَ لَهُ وَزْنٌ وَ لَا لَمْسٌ وَ لَا حِسٌّ وَ لَا لَوْنٌ وَ لَا ذَوْقٌ وَ التَّقْدِیرُ وَ الْأَعْرَاضُ وَ الصُّوَرُ وَ الطُّولُ وَ الْعَرْضُ وَ مِنْهَا الْعَمَلُ وَ الْحَرَکَاتُ الَّتِی تَصْنَعُ الْأَشْیَاءَ وَ تَعْمَلُهَا وَ تُغَیِّرُهَا مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ وَ تَزِیدُهَا وَ تَنُقُصُهَا فَأَمَّا الْأَعْمَالُ وَ الْحَرَکَاتُ فَإِنَّهَا تَنْطَلِقُ لِأَنَّهُ لَا وَقْتَ لَهَا أَکْثَرَ مِنْ قَدْرِ مَا یُحْتَاجُ إِلَیْهِ فَإِذَا فَرَغَ مِنَ الشَّیْءِ انْطَلَقَ بِالْحَرَکَةِ وَ بَقِیَ الْأَثَرُ وَ یَجْرِی مَجْرَى الْکَلَامِ الَّذِی یَذْهَبُ وَ یَبْقَى أَثَرُهُ قَالَ لَهُ عِمْرَانُ یَا سَیِّدِی أَ لَا تُخْبِرُنِی عَنِ الْخَالِقِ إِذَا کَانَ وَاحِداً لَا شَیْءَ غَیْرُهُ وَ لَا شَیْءَ مَعَهُ أَ لَیْسَ قَدْ تَغَیَّرَ بِخَلْقِهِ الْخَلْقَ قَالَ لَهُ الرِّضَا ع لَمْ یَتَغَیَّرْ عَزَّ وَ جَلَّ بِخَلْقِ الْخَلْقِ «۵» وَ لَکِنَّ الْخَلْقَ یَتَغَیَّرُ بِتَغْیِیرِهِ قَالَ عِمْرَانُ فَبِأَیِّ شَیْءٍ عَرَفْنَاهُ قَالَ بِغَیْرِهِ قَالَ فَأَیُّ شَیْءٍ غَیْرُهُ قَالَ الرِّضَا ع مَشِیَّتُهُ وَ اسْمُهُ وَ صِفَتُهُ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِکَ وَ کُلُّ ذَلِکَ مُحْدَثٌ مَخْلُوقٌ مُدَبَّرٌ قَالَ عِمْرَانُ یَا سَیِّدِی فَأَیُّ شَیْءٍ هُوَ قَالَ هُوَ نُورٌ بِمَعْنَى أَنَّهُ هَادٍ لِخَلْقِهِ مِنْ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ لَیْسَ لَکَ عَلَى أَکْثَرَ مِنْ تَوْحِیدِی إِیَّاهُ قَالَ عِمْرَانُ یَا سَیِّدِی أَ لَیْسَ قَدْ کَانَ سَاکِتاً قَبْلَ الْخَلْقِ لَا یَنْطِقُ ثُمَّ نَطَقَ قَالَ الرِّضَا ع لَا یَکُونُ السُّکُوتُ إِلَّا عَنْ نُطْقٍ قَبْلَهُ وَ الْمَثَلُ فِی ذَلِکَ أَنَّهُ لَا یُقَالُ لِلسِّرَاجِ هُوَ سَاکِتٌ لَا یَنْطِقُ وَ لَا یُقَالُ إِنَّ السِّرَاجَ لَیُضِیءُ فِیمَا یُرِیدُ أَنْ یَفْعَلَ بِنَا لِأَنَّ الضَّوْءَ مِنَ السِّرَاجِ لَیْسَ بِفِعْلٍ مِنْهُ وَ لَا کَوْنٍ وَ إِنَّمَا هُوَ لَیْسَ شَیْءٌ غَیْرَهُ فَلَمَّا اسْتَضَاءَ لَنَا قُلْنَا قَدْ أَضَاءَ لَنَا حَتَّى اسْتَضَأْنَا بِهِ فَبِهَذَا تَسْتَبْصِرُ أَمْرَکَ قَالَ عِمْرَانُ یَا سَیِّدِی فَإِنَّ الَّذِی کَانَ عِنْدِی أَنَّ الْکَائِنَ قَدْ تَغَیَّرَ فِی فِعْلِهِ عَنْ حَالِهِ بِخَلْقِهِ الْخَلْقَ قَالَ الرِّضَا ع أَحَلْتَ یَا عِمْرَانُ فِی قَوْلِکَ إِنَّ الْکَائِنَ یَتَغَیَّرُ فِی وَجْهٍ مِنَ الْوُجُوهِ حَتَّى یُصِیبَ الذَّاتَ مِنْهُ مَا یُغَیِّرُهُ یَا عِمْرَانُ هَلْ تَجِدُ النَّارَ یُغَیِّرُهَا تَغَیُّرُ نَفْسِهَا أَوْ هَلْ تَجِدُ الْحَرَارَةَ تُحْرِقُ نَفْسَهَا أَوْ هَلْ رَأَیْتَ بَصِیراً قَطُّ رَأَى بَصَرَهُ قَالَ عِمْرَانُ لَمْ أَرَ هَذَا أَ لَا تُخْبِرُنِی یَا سَیِّدِی أَ هُوَ فِی الْخَلْقِ أَمِ الْخَلْقُ فِیهِ قَالَ الرِّضَا ع جَلَّ یَا عِمْرَانُ عَنْ ذَلِکَ لَیْسَ هُوَ فِی الْخَلْقِ وَ لَا الْخَلْقُ فِیهِ تَعَالَى عَنْ ذَلِکَ وَ سَأُعَلِّمُکَ مَا تَعْرِفُهُ بِهِ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَخْبِرْنِی عَنِ الْمِرْآةِ أَنْتَ فِیهَا أَمْ هِیَ فِیکَ فَإِنْ کَانَ لَیْسَ وَاحِدٌ مِنْکُمَا فِی صَاحِبِهِ فَبِأَیِّ شَیْءٍ اسْتَدْلَلْتَ بِهَا عَلَى نَفْسِکَ قَالَ عِمْرَانُ بِضَوْءٍ بَیْنِی وَ بَیْنَهَا قَالَ الرِّضَا ع هَلْ تَرَى مِنْ ذَلِکَ الضَّوْءِ فِی الْمِرْآةِ أَکْثَرَ مِمَّا تَرَاهُ فِی عَیْنِکَ قَالَ نَعَمْ قَالَ الرِّضَا ع فَأَرِنَاهُ فَلَمْ یُحِرْ جَوَاباً قَالَ ع فَلَا أَرَى النُّورَ إِلَّا وَ قَدْ دَلَّکَ وَ دَلَّ الْمِرْآةُ عَلَى أَنْفُسِکُمَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونَ فِی وَاحِدٍ مِنْکُمَا وَ لِهَذَا أَمْثَالٌ کَثِیرَةٌ غَیْرُ هَذَا لَا یَجِدُ الْجَاهِلُ فِیهَا مَقَالًا وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى…
عمران صابى گفت: اگر دعوت به سؤال نمىکردید اقدام به پرسش نمىکردم. من در کوفه و بصره و شام و جزیره کسى را از متکلمین ندیدهام که برایم ثابت کند یکتائى را که جز او آفرینندهاى نیست و پایدار به وحدانیتش باشد، اجازه مىدهى سؤال بکنم؟
حضرت رضا علیه السلام فرمود: اگر در میان جمعیت عمران صابى وجود داشته باشد تو همانى؟ عرض کرد من عمرانم. فرمود: سؤال کن ولى انصاف را از دست مده و جانب یاوهسرائى و ستم را فرو گذار. عرض کرد به خدا قسم سرورم، منظورم این است که برایم مطلبى را اثبات کنى که به آن چنگ زنم. فرمود: بپرس.
در این موقع جمعیت خود را جمع نموده و متوجه جریان مناظره شدند و به یک دیگر چسبیده و به هم نزدیک مىشدند. عمران گفت از موجود اول و آنچه آفریده مرا مطلع فرما. فرمود: اینک که پرسیدى، درست دقت کن.
خداى یکتا پیوسته یکتا بود، بىآنکه چیزى با او باشد و بدون حد و حدودى یا عرض و کیفیت و کمیتى: پیوسته چنین بود، آنگاه مخلوقى مختلف داراى کیفیت و کمیت و اندازه و عرض و طول متفاوت نه در جایى آنها را نهاد و نه در چیزى محدود نمود و نه در مقابل چیزى قرار داد و نه قبلا نقشه آنها را کشیده بود. بعد آفریدههاى خود را ممتاز و غیر ممتاز و جدا و به هم پیوسته و رنگارنگ و داراى طعم و مزه قرار داد. نه اینکه احتیاجى به آنها داشته باشد و نه مقامى را جویا باشد که جز با آفریدن آنها به آن مقام نرسد و با آفریدن آنها در خود زیادى یا نقصانى ندیده، عمران! توجه کردى؟ عرض کرد آرى سرورم! فرمود: عمران اگر این آفرینش براى رفع نیاز و احتیاج او بود چیزهائى را مىآفرید که از آنها مىتوانست بهرهمند شود و باید چند برابر اینها خلق مىکرد زیرا هر چه کمک کار و یاور زیاد گردد شخص قوىتر مىشود با اینکه نیاز و حاجت را حد و اندازهاى نیست زیرا هر مخلوقى را بیافریند باز در مورد او حاجت و نیاز به وجود مىآید. به همین جهت گفتم آفرینش او از جهت احتیاج نبود ولى مخلوق را به یک دیگر نیازمند کرد و برخى را به دیگرى برترى داد نه اینکه احتیاجى به برتر داشته باشد و نه به واسطه خشمى که به وجود بىمقدارتر و خوار گرفته باشد. بعد سخنانى که بین آنها رد و بدل شد آنگاه پرسید:
آقا بفرمائید خدا که یکتا بود و چیزى جز او نبود با آفرینش مخلوقات تغییرى در او به وجود نیامد؟ حضرت رضا علیه السلام در پاسخ او فرمود: خداى عز و جل با آفرینش موجودات تغییرى نکرده ولى موجودات تغییر یافتند با دگرگونى که در آنها قرار داد. عمران عرض کرد با چه چیز او را مىشناسیم؟ فرمود: به وسیله غیر خدا (از مخلوقات). عرض کرد غیر او چیست؟ فرمود: مشیت و اراده (که موجب پیدایش موجودات شده). و نام و صفتش و چیزهاى دیگرى که شبیه اینها است، تمام اینها مخلوق و آفریده شده است و به تدبیر اوست عمران عرض کرد آقا خدا چیست؟
فرمود: نور است اما به این معنى که هادى و راهنماى آفریدههاى آسمان و
مخلوقات زمین است. دیگر در این مورد حق توضیح بیشترى بر من ندارى جز اینکه وحدانیت او را برایت اثبات کنم «۱». عمران صابى (براى اینکه اثبات یک نوع تغییر در خدا نماید) گفت مگر او اول ساکت نبود قبل از آفرینش موجودات، بعد سخن گفت؟
حضرت رضا فرمود: سکوت وقتى صحیح است که قبلا کسى صحبتى کرده باشد بعد مىگویند ساکت شد. در این مورد مثالى مىزنم به چراغ که در بارهاش سخن گفتن و ساکت بودن صحیح نیست. نباید گفت چراغ ساکت است و صحبت نمىکند (چون سخن گفتن به چراغ ارتباطى ندارد) در مورد خداوند نیز نمىتوان گفت سخن، گفت به آن معنى که تو از سخن گفتن درک مىکنى که با زبان و لب و دهان مىگوید (بلکه ایجاد صوت مىنماید) مثل چراغ که نور مىبخشد نه به آن معنى است که تغییرى مىکند و حرکتى مىنماید و براى بخشیدن نور اعضا و جوارح خود را به کار مىبرد همین که توالى و پشت سر هم آمدن نور باشد مىگوئیم، چراغ نور مىبخشد. خداوند نیز در آفریدن موجودات احتیاج به حرکت و به کار بردن آلت و ابزار یا فکر و اندیشه تا تغییرى در او به وجود آید.
عمران گفت آقا من خیال مىکنم خداوند به آفرینش موجودات تغییر حال مىدهد. حضرت رضا علیه السلام فرمود: سخن محالى گفتى. به همین که مدعى شدى ذات او به وجهى از وجوه تغییر یابد آیا آتش در ذات خود تغییرى به وجودمىآورد یا حرارت خویش را هم مىسوزاند یا چشم خود را هم مىبیند (یعنى همان طور که حرارت خود را مىسوزاند و چشم خود را نمىبیند، خداوند نیز از فعل و کار خود تغییر نمىیابد) گفت صحیح است. گفت آقا بفرمائید آیا خدا در خلق است یا خلق در خدا قرار دارد؟ فرمود: عمران خداوند منزه از چنین حرفهاست، اینک به لطف خدا برایت مثالى مىزنم که درک کنى. بگو ببینم وقتى به آینه نگاه مىکنى و خود را در آن مىبینى تو در آینه هستى یا آینه در تو قرار دارد؟ اگر هیچ کدام از شما دو تا در هم قرار ندارید پس به چه چیز خود را در آن مىبینى؟! عمران گفت به وسیله نورى که بین من و آینه قرار دارد. حضرت رضا علیه السلام فرمود: آیا آن نورى که در آن آینه است بیشتر از نورى است که در چشم خود مىیابى؟ گفت آرى. فرمود: پس به ما نشان ده. عمران نتوانست جوابى بگوید.
حضرت رضا علیه السلام فرمود: پس در واقع نور واسطه شده که خود و آینه را ببینى بدون اینکه در یکى از شما دو تا داخل شود (پس امکان دارد خداوند نیز تأثیر در آفرینش نماید بدون اینکه او در آنها باشد یا آنها در او باشند) فرمود: براى این موضوع مثالهاى زیادى هست غیر از این مثال که جاى اشکال و ایرادى نیست.
وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى۲
پی نوشت
۱٫ منظور این است که سؤال از کیفیت و چگونگى خدا صحیح نیست و این مطلب که چگونه است، جواب ندارد مگر به همان اندازه که وحدانیت او را ثابت کند و از مشابهت مخلوقات منزهش نماید.
از این روایت و روایت دیگر که بعد خواهد آمد معلوم مىشود که تفسیر( اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) خدا نور آسمانها و زمین است. یعنى هادى و راهنماى مخلوقات زمین و آسمانها است
۲-بحارالانوار، ۳۱۳ – ۳۱۲/۱۰؛ عیون اخبارالرضا(ع) ، ۱۷۲ – ۱۷۱/۱٫
دین رافقط ازامام معصوم بگیریم نه.........