بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست

بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست

جهان به یمن وجودت به افتخار شماست


بیا بیا گل نرگس اگر چه بد کردیم

ولی تمام نظرها به لطف و جود شماست


بیا بیا گل نرگس که ندبه میخوانیم

اگرچه بر دلمان نیست ولی برای شماست


بیا بیا گل نرگس به آسمان سوگند

قسم به نام و نهادت علی به یاد شماست


بیا بیا گل نرگس زرنجمان تو بکاه

هزار همت و کاوه فدای راه شماست


بیا بیا گل نرگس به جان تشنه عشق

دعا دعای ظهور است که با نگاه شماست


بیا بیا گل نرگس که عهدها خواندیم

اگرچه هیچ نماندیم ولی به لطف شماست


بیا بیا گل نرگس و دستمان تو بگیر

که با ظهور وجودت جهان فدای شماست


بیا بیا گل نرگس که در زلال دلی

و بین این همه دلها دلی برای شماست


بیا بیا گل نرگس که کوفیان رفتند

هزار نامه مصری که جان فدای شماست


بیا بیا گل نرگس تو را به خاک بقیع

که قلب و روح جهانی به جستجوی شماست


بیا بیا گل نرگس بیا به دعوت یاس

که دست به پهلو نشسته به انتظار شماست


بیا بیا گل نرگس به مادرت زهرا

که جان برای شهادت به کربلای شماست


بیا بیا گل نرگس و العجل مولا

که این نوای هدایت و با نگاه شماست

اقرار به وقوع بدیهی ترین محالها وتاییدتشبیه از سوی فلاسفه وعرفا

در مکتب برهان و دین، مذهب اهل تعطیل در مورد معرفت خداوند باطل است. و معناى تعطیل این است که بشر حتّى از بحث درباره وجود خداوند طفره رفته و یا اینکه وجود او را انکار کند، امّا پس از اقرار به وجود خداوند هر گونه تعمّق و تحقیق و جستجو درباره معرفت کنه ذات او داخل در مسأله تشبیه است.

ادامه نوشته

وصف مولوی و شمس تبریزی از زبان یکدیگر و خواسته های نامشروع شمس تبریزی از مولوی   

خواسته های نامشروع شمس از مولوی

در کتاب نفحات الانس جامی در شرح احوال مولوی می خوانیم:

روزی شمس الدین، از مولانا شاهدی زیباروی التماس کرد. مولانا حرم خود را در دست گرفته در میان آورد و فرمود که: او خواهر جانی من است. [شمس]گفت: نازنین پسری می خواهم. [مولوی]فی الحال فرزند خود سلطان ولد را پیش آورد [و] فرمود که: وی فرزند من است. [شمس گفت]: حالیا اگر قدری شراب دست می داد ذوقی می کردم. مولانا بیرون آمد و سبویی از محله جهودان پر کرده بر گردن خود بیاورد. [۱]

 

ادامه نوشته

تو آنان را متحد مى‏ بينى ولى دلهايشان پراكنده است

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از تاسف بار ترین جهالت هایی  که این بار نه بر غیر مسلمانان بلکه  بر معتقدان به قرآن عزیز سایه افکنده،نگاه غیر راهبردی و غیر استراتژیک به آیات این کتاب شریف است.

و حقا که تعریف قرآن از خود با عنوان "وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏" جداً برازنده است.

هیچ گاه معنای واقعی این آیه شریف را اینگونه درک نکرده بودم که حوادث اخیر در فلسطین اشغالی آن را برایم نمایان ساخت:

لا يُقاتِلُونَكُمْ جَميعاً إِلاَّ في‏ قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَديدٌ تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ (سوره حشر آیه 14)

ترجمه: اينها (یهودیان) دسته جمعى با شما نمى‏ جنگند مگر در داخل قريه ‏هاى محكم و يا از پس ديوارها(خود را پنهان سازند). شجاعتشان بين خودشان شديد است تو آنان را متحد میبینی ولى دلهايشان پراكنده است و اين بدان جهت است كه مردمى بى‏ تعقل هستند.

گفتنی است استفاده از فعل مضارع در ادبیات عرب نشان از استمرار دارد.

ادامه نوشته

پاسخ آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به یک جوان درباره مکاشفه

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صافی، این مرجع تقلید به سؤال یک جوان درباره مکاشفه حقیقی و اهل آن پاسخ داد.

متن این پرسش و پاسخ آیت‌الله صافی گلپایگانی به این شرح است:

 

بسمه تعالی

محضر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله

 با سلام و آرزوی طول عمر برای حضرتعالی؛

 بنده جوانی هستم و از جنابعالی که دارای مقامات علمی و عرفانی بالایی هستید دستوری می‌خواهم تا مکاشفه ای هر چند در سطح پایین برای من رخ بدهد که ان‌شاءالله موجب اطمینان قلب بنده گردد؟ با تشکّر و احترام
ادامه نوشته

مرحوم فلسفی:فلاسفه شبهات راپاسخ نمی دهندوبه مطالب نادرست وغیرقابل قبول تفوه میکنند

بی شک تسلّط بر سخن و چیره دستی در خطابه یکی از موهبت هایی است که خداوند متعال نصیبِ هرکس نمی کند. اگر خطیبی این هنر را با علم و دانش و ژرف نگری بیامیزد، کلامی سراسر جذّاب و هدایت گر می آفریند. استاد مسلَّم سخن، جناب حجةالاسلام محمد تقی فلسفی(ره) یکی از این نمونه ها بود که سخنوری و دانشوری در وجودش ممزوج شده بود و سخنش را حلاوت می بخشید. خطابه های او به گونه ای بود که هم مردم عادی سود می جستند و هم اهل فکر و اندیشه از آن توشه ها می چیدند. وی با ذهنِ کنج کاو خود نیازهای جامعه را به خوبی درک کرده بود و با مطالعه و اندیشه در خصوص آن ها در قالبِ کلام و سخن به طرح آن ها می پرداخت.

ادامه نوشته

تحریف معنای خالقیت وعلت ومعلول درفلسفه

در عرفان و فلسفه چون اعتقاد به وجود خالقی ماورای عالم موجود و ذاتی متعالی از همه چیز نداشته، و حقیقت ذات احدیت را همان جلوه‌های مختلف و مظاهر گوناگون اشیا شمرده و اعیان موجودات را عین ذات خدا می‌دانند لذا دنبال دلیلی برای اثبات خدایی که غیر از وجود خود موجودات باشد نمی‌گردند و تنها همان خدایی را اثبات می‌کنند که عین همین اشیا است و بس، همین اشیایی که آنها را ازلی و دائمی و غیر قابل عدم، و عین وجود و حقیقت اصیل هستی می‌دانند،

ادامه نوشته

توقیفی‌ بودن‌ تسمیه‌ و توصیف‌ خداوندواختراع اسمهای مختلف از سوی فلاسفه وعرفاء

ekhtera توقيفي‌ بودن‌ تسميه‌ و توصيف‌ خداوندواختراع اسمهای مختلف از سوی فلاسفه وعرفاء
ادامه نوشته

افسانه وجود مجردات

یکی از اختصاصات اندیشه‏های فلسفى، اعتقاد به وجود عالم مجردات است، «آفرینش»، به معناى: «وجود بخشیدن به اشیا بعد از عدم و نیستی آن‏ها» نزد اهل فلسفه و عرفان پذیرفته نیست، و ایشان خلقت را به معناى: «صدور و تولّد اشیا از ذات خداوند» و یا «تطور او به صورت‏های گوناگون» مى‏دانند، لذا مى‏گویند ربط ذاتی بین وجود خداوند ـ که بسیط و واحد از همه جهات است ـ با اشیای مادی ـ که موجوداتی مرکب و دارای اجزایند ـ امکان ندارد، مگر اینکه موجودات بسیط دیگری ـ که هم سنخ و شبیه با ذات خداوند مى‏باشند ـ، در این میان واسطه صدور و تولّد موجودات از ذات خداوند گردند. آن واسطه‏ها همان مجرداتی هستند که در نظر آنان خارج از زمان و مکان و مقدار و اجزا و قوه و استعداد مى‏باشند.

ادامه نوشته

مناظره امام رضا(ع)وردمبانی فلاسفه

emamreza saebi فیلم:مناظره امام رضا(ع)وردمبانی فلاسفه

درمناظره ای که بین امام رضا علیه السلام وعمران صائبی در باره توحید مشاهده می کنیدامام رضا علیه السلام مبانی فلاسفه که ما در این سایت بسیاری از آنها را بیان کردیم مانند قدم عالم که به اذعان اساتید فلسفه مانند استاد مطهری که حتی ایشان فرق بین فلاسفه ومتکلمین را در ابتدای وجود داشتن عالم می داندویا تداخل اشیاءکه در قم اساتید فلسفه مانندآقای فیاضی تصریح دارندوهمچنین تطوروتغییر شکل دادن ذات الهی که  ملاصدرا در اسفار تاکید براین موضوع دارد.البته قبل از مناظره باعمران صائبی مناظراتی با یهودیان ومسیحیان( مناظره با جاثلیق، مناظره با رأس الجالوت،مناظره با هربد اکبر)داشتتندکه نکته های آموزنده ای می توان از آن مناظرات بدست آورد از جمله اثبات حقانیت واعتقادات اسلام با بهره گیری ازخبرومعجزاتی که دیده نشده که بسیاری از فلاسفه منکر آن هستندکه در اعتقاات نمی شود از اخبار استناد کرد.

ادامه نوشته

اشعار شیخ بهائی در مذمت فلسفه

SheikhBahai اشعارشیخ بهائی درمذمت فلسفه

ادامه نوشته

بازهم تکرار:آیت الله بهجت با خواندن فلسفه قبل از کلام مخالف بود،چرامخاطبین را منحرف می کنید؟

falsafekalam بازهم تکرار:آیت الله بهجت با خواندن فلسفه قبل از کلام مخالف بود،چرامخاطبین را منحرف می کنید؟

متاسفانه برخی افرادبرای تاییدفلسفه ومبانی غلط آن دست به تحریف واقعیت وانحراف درمسیرهدایت مردم زده وخبرهای سایتها را وارونه منعکس می کنندونسبت ناروا به بزرگان دین ومراجع می زنندما برآن شدیم در این مطلب یکی از این شیطنتها را برای شما عزیزان وتمام کسانی که به دنبال حق وحقیقت هستند نمایان کنیم.

ادامه نوشته

فنای درصفات یاذات،توهمی پوچ وفریبنده که عقلانیت آن را نمی پذیرد!

fana فنای درصفات یاذات،توهمی پوچ وفریبنده که عقلانیت آن را نمی پذیرد!

اهل عرفان با این که به صراحت تمام گفته اند که منظور ایشان از فنا همان فنای در ذات و ادعای عینیّت وجود خود و خداوند، و رسیدن به این پندار است  که سالک  وجود خود را عین هستی خدا بداند و نه مخلوق و جدای از ذات او، اما در عین حال گاهی به جهت وضوح  بطلان ادعای فنای در ذات ، فنای در اسماء و صفات را عنوان کرده و در لفافه  آن وحدت وجود و یکی  بودن خالق  و مخلوق  را  القاء می کنند گرچه اکثر ایشان هر دو را پذیرفته  و آنها را دو مرحله از سیر عرفانی به شمار می آورند؛ لذا درباره  صفات  و اسماء نیز توضیحاً بیان میداریم  که:

ادامه نوشته