همه اندام تنم گوشت و پوست و عضلات

در تکاپو شده ذاکر به تمام حرکات

ذکر مخصوص به خود دارد و آن هم این است

                                            بر عمر لعنت و بر آل محمد صلوات

ادامه نوشته

ادّله قرآنی عصمت امیرالمومنین علی (ع

1ـ « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً. ـــــ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اطاعت كنید خدا را! و اطاعت كنید پیامبر خدا و صاحبان امر خودتان را. و چون در امرى اختلاف كرديد ، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد ، به خدا و پيامبر رجوع كنيد. در اين خير شماست و سرانجامى بهتر دارد »(النساء:59)
طبق این آیه اطاعت از اولوالامر دقیقاً مثل اطاعت از رسول می باشد ؛ یعنی همانگونه که رسول را باید بدون چون و چرا اطاعت نمود ، اولوالامر را هم باید بدون چون و چرا اطاعت کرد. امّا دلیل این عینیّت آن است که خداوند متعال برای هر دو مورد یک فعل « أَطیعُوا » به کار برده فرمود: « وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْر ». همچنین در ادامه مردم امر شده اند که هنگام اختلاف ، به خدا و رسول رجوع نمایند ، ولی سخنی از اولوالامر نیامده ؛ که این عدم ذکر نشان می دهد که امر اولوالامر عین امر رسول می باشد.

ادامه نوشته

فصل 1 استدلال به آيه مباهله در برترى امام على عليه السّلام بر همگان به جز رسول اكرم صلّى اللَّه عليه

آنان كه مى‏گويند امير المؤمنين على عليه السّلام از همه پيامبران پيشين و همه مردم بجز پيامبر هدايت محمد عليه و آله السلام برتر است، چنين استدلال مى‏كنند:

ادامه نوشته

خدا..........


خدا:بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده:خدایا!خسته ام!نمی توانم.

خدا:بنده ی من،دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده:خدایا!خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

ادامه نوشته

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد

چه روز ها که یک به یک غروب شد نیامدی                         چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت  شکن                         خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه                          ولی برای عـده ای چه خوب شــد نیامدی

تمام  طول هــفته  را  در  انتظار  جمعه  ام                          دوباره صبح  و  ظهر  نه غروب شد  نیامدی

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند

-           پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند

-          بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند

-          همتم تا می رود ساقه غزل گیرد به دست

-          طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند

-          بلبلی در سینه می نالد هنوزم کین چمن

ادامه نوشته

آیا فلسفه ی اسلامی یونانی است ؟

در تمام تاریخ فلسفه ی اسلامی شما با یک جمله بسیار زیاد رو به رو میشوید و آن اینست که

فلسفه ی اسلامی فلسفه ی یونانی نیست چون فلسفه ی یونان که حدود دویست مساله بود وقتی وارد فضای اسلامی شد

مسائل آن به هفتصد مساله تغییر پیدا کرد

یعنی فلسفه یونان دویست مساله بود

در فلسفه اسلامی شد هفتصد مساله

پس نتیجه میگیریم که فلسفه ی اسلامی با فلسفه ی یونانی کاملا متفاوت است .

برای مطالعه ی بیشتر رجوع کنید به مقدمه ی اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی با مقدمه ی استاد مطهری

این حرف یک مغالطه ی پنهان دارد و آن اینست که بالاخره تکلیف آن دویست مساله چه شد ؟

محو  و نابود که نشد

از صفر هم که شروع نکردند پس باید این طور نتیجه گرفت که دویست مساله بود

و فلاسفه ی اسلامی پانصد مساله یا هفتصد مساله به آن دویست مساله  افزودند

و این یعنی اینکه آن دویست مساله به قوت خود باقی ماند

ادامه نوشته